ادامه مطلب
باغِ جاناتان

باغِ جاناتان سمیرا قاسمعلی لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان آشغال بریزد. سه نقطه و درامتداد آخرین نقطه کنار دیوار سیمانی که با پیچک پوشیده شده بود، رضا عصا به بغل سوار بر بالابر نیمنفرهای پایین میرفت. ما، من سیما و رها از پلههای مارپیچی که در سراشیبی ورودی باغ چاله، چاله حفر شده بود، پایین رفتیم. هوا گرم بود و سمفونی …












