شکارچی

شکارچی
شکارچی علی ملک‌پور     این واقعه، و یا خاطره، مال موقعی‌ست که تازه شیشه را ترک کرده بودم و به یک اعتیاد جدید، شرط‌بندی در بازی‌های فوتبال روی آورده بودم. در یک خانۀ هفتاد متری اجاره‌ای ساختِ قبل انقلاب در محله‌های جنوبی تهران زندگی می‌کردم که اندک وسایل خانه تنها برای برآورده کردن ساده‌ترین نیازهای زندگی بود. دور از پدر و مادر پیرم که نیاز به مراقبت من داشتند، دور …
ادامه مطلب

از این کُلت‌های جونیورِ ۲۵ کروم

از این کُلت‌های جونیورِ ۲۵ کروم
از این کُلت‌های جونیورِ ۲۵ کروم مهرداد متقی     از توالت بد بوی دانشکدۀ صدا و سیمای جمهوری اسلامی شروع شد. وقتی داشت صورتش رو می‌شست، سرش رو که از روی دستشویی بالا آورد، تا اومد توی آینه نگاه کنه اول یه طعم تند رو چشید و بعدش یه بوی بد توی دهن و دماغش پیچید. فکرکنم داشت عُق می‌زد که سیاه شد براش تصویر. همه جا سیاهه. ولی …
ادامه مطلب

گوگال

گوگال
گوگال  مدیسه بطهایی    رضا  باید به عروسی طاووس می‌رسیدم. داشتم درست رانندگی می‌کردم، آروم و با دقت. بیرون هم نمی‌زدما. ولی زیادی که به خط‌های جاده نگاه می‌کردم، ماشین خودش کج می‌شد بیرون از جاده. اون‌وقت حتی آروم‌تر از قبل می‌رفتم. با دقت‌تر. از یه جایی از جاده، خط‌کشی‌ها پاک شده بود. انگار جاده با زمین یکی می‌شد. این موقع‌ها باید خیلی حواسم رو جمع می‌کردم. باید آروم‌تر می‌رفتم. …
ادامه مطلب

مثلث شکسته

مثلث شکسته
مثلث شکسته مهسا ‌فرهادی‌کیا     یک لکه روغن بزرگ سیاه. کج و معوج. تیره‌ و لیز. مثل یک چاه عمیق، کف آسفالت جلوی در خانه‌ات. جای آن لکسوس سرمه‌ای دو هزار و سه که من خیلی دوستش داشتم و تو هیچ. گفته بودی فقط نقد و این که نباید زیر بار قرض و قوله و بدهی زندگی آمریکایی رفت. دست دوم یا چندم. همین که راه برود و توی …
ادامه مطلب

پس‌اندازم برای یک گورکن افغانی کم نیست

پس‌اندازم برای یک گورکن افغانی کم نیست
پس‌اندازم برای یک گورکن افغانی کم نیست خاطره دبیرزاده  لااقل از پستوی پشت غسالخانه که کوچک و ‌سرد است و یحتمل چراغ آویخته از سقفش را که خاموش می‌کند صدای مرده‌هایی که برایشان همان روز یا روزهای قبل گور کَنده خواب را زهرمارش می‌کند، بیرون می‌کشد و می‌تواند همان اطراف آلونکی، زیرپله‌ای چیزی رهن کند و با حقوق بخور نمیرش چند تکه وسیله بخرد و لااقل وقتی می‌خواهد ساندویچ کالباس …
ادامه مطلب

کسی همه‌ی داستان را نشنیده است!

کسی همه‌ی داستان را نشنیده است!
  کسی همه‌ی داستان را نشنیده است! شفق شکری     ... چند جور تشنگی داریم و یکی‌ش دلتنگی‌ست.      این را لی‌لی می‌گوید... در حالی که ما همه دوره‌اش کرده‌ایم و خودمان را به نشنیدن زده‌ایم. از بس‌ یکریز چیزهایی را که با وسواسِ زیاد درمخیله‌اش نشخوار می‌شود، تکرار می‌کند، دیگر گوشی برای شنیدن باقی نمی‌‌ماند. ابداً فرصت نمی‌دهد حالش را بپرسیم، خودش بی‌امان گزارش مفصل و مغشوشی از شرح …
ادامه مطلب

مصافحه با نوک کلاغ

مصافحه با نوک کلاغ
مصافحه با نوک کلاغ نرگس کیانی   «این قلمِ لته‌آرتی که خریده‌ام خیلی برای تمیز کردن خوب است. یکی هم برای فریبرز گرفتم، خوشش آمد، گفت خوب تمیز می‌کند.» حالا چرا باید این‌قدر تمیزشان کند اصلاً، که روی روزنامه‌ی زیر دستش این همه شاخه و برگ و تخم جمع شود؟ می‌گوید برگ که تویش بماند سر درد می‌آورد، بعد هم مشتری این شکلی، با برگ نمی‌خرد. انگار مشتری برگ‌دارش را …
ادامه مطلب

آسمان آبی است خون قرمز

 آسمان آبی است خون قرمز
  آسمان آبی است خون قرمز محسن مطهری   نمی‌‌‌‌دانم یادت هست یا نه یعنی دکتر‌‌‌‌ها می‌‌‌‌گویند که تو دیگر یادت نمی‌‌‌‌آید و حتی همین روزها است که نفس کشیدن هم یادت برود. اما مگر می‌‌‌‌شود یادت نباشد آن ده صبح اردیبهشت را که با روپوش سپید و خونی، آمدی مدرسه تا جوابگوی حرف‌‌‌‌های دختر بچه‌‌‌‌ی پانزده ساله‌‌‌‌ات باشی که چند روزی بود که دیگر بچه نبود و دلش برای …
ادامه مطلب

آی لاو یو

آی لاو یو
آی لاو یو  فاطمه محسنی    اسمش هما است. این‌طور می‌گویند. آنها. آن پسرها و آن دخترها. آن پسره اما چیزی نمی‌گوید. البته آنها می‌گویند که شاید اسمش مرجان باشد یا شاید الی که مثلاً الهامی، النازی، الهه‌ای چیزی... شاید هم اسمش مریم است یا خیلی از اسم‌های دیگر. یاد آدم که نمی‌ماند. هر دفعه در آن تاریکی، لای شمشادها، یکی یا چند تا از لای لب‌های عین عروسکش، خشک …
ادامه مطلب

عبای شکلاتی

عبای شکلاتی
عبای شکلاتی س. ر. مجتهدی   قلبم آمده توی دهنم. همین چند دقیقه آنقدر آینه‌ی وانت را نگاه کرده‌ام که بعید نیست از آینه‌گی بیفتد. آنقدر وجعلنا خوانده‌ام که زیر زبانم کف جمع شده. آنقدر دستم را برده‌‌‌ام لای ریش کم‌پشتم که صورتم بی‌حس شده. معصومه به نگهبان بیمارستان که توی صورت‌مان زل زده زیرزیرکی نگاه می‌کند، چادرش را می‌آورد روی لبش و زمزمه می‌‌‌کند: «اون دسته‌خرو بده بالا دیگه …
ادامه مطلب

نوشته های اخیر

قصه

مرد

دسته بندی ها

سبد خرید